گفتوگو با کارگردانی که سینما را دوباره از اول خواند
ده سال سکوت برای یک کارگردان، عمری است. اما او این سالها را «ضروری» میداند. در دفتر کوچکی که دیوارهایش پر از یادداشتهای دستنویس است، نشستیم و درباره بازگشتش حرف زدیم.
گفتوگو قرار بود چهل دقیقه باشد؛ نزدیک به دو ساعت طول کشید.
درباره آن ده سال
میگوید در این مدت فیلم دیده، تدریس کرده و دو فیلمنامه نوشته که هیچکدام را نساخته است. «نوشتن سخت نیست. سخت این است که بفهمی چیزی که نوشتهای، ارزش دو سال از زندگی یک گروه صد نفره را دارد یا نه.»
به گفته خودش، نقطه بازگشت یک اتفاق ساده بود: مکالمهای که در صف نانوایی شنید و سه ماه رهایش نکرد.
روش کار
از تمرین طولانی پیش از فیلمبرداری دفاع میکند و میگوید بازیگرانش پیش از شروع، شش هفته با هم تمرین کردهاند. «وقتی دوربین روشن میشود، دیگر نباید کسی فکر کند.»
درباره فیلمبرداری هم عقیده روشنی دارد: هر پلان باید دلیلی جز زیبایی داشته باشد.
پنج توصیه او به فیلمسازان جوان
- پیش از نوشتن، چند ماه فقط گوش کنید؛ به آدمهای واقعی
- فیلمنامه را با صدای بلند بخوانید، جملههای مصنوعی خودشان را لو میدهند
- به بودجه کم به چشم محدودیت نگاه نکنید، به چشم قید طراحی نگاه کنید
- تدوین را تا جای ممکن دیر شروع کنید تا از تصویرها فاصله بگیرید
- اولین مخاطب فیلم شما، گروه سازنده است؛ اگر آنها باور نکنند، کسی نمیکند
کارنامه کوتاه
| سال | اثر | جایگاه |
|---|---|---|
| ۱۳۹۱ | فیلم اول | بهترین فیلم اول جشنواره داخلی |
| ۱۳۹۴ | فیلم دوم | حضور در دو جشنواره بینالمللی |
| ۱۳۹۶ | مستند کوتاه | جایزه تماشاگران |
| ۱۴۰۵ | بازگشت | در حال تدوین نهایی |
کارگردانی یعنی تصمیم گرفتن. نود درصد کار، گفتن «نه» به ایدههای خوبی است که به این فیلم نمیخورند.
فیلم تازه او زمستان امسال آماده نمایش میشود. میگوید اینبار قصد ندارد ده سال صبر کند؛ فیلمنامه بعدی نیمهکاره روی میزش است.