شب شعر؛ وقتی کلمهها بلند خوانده میشوند
شعر روی کاغذ یک چیز است و شعری که با صدای شاعرش شنیده میشود، چیز دیگر. مکثها، جایی که صدا بالا میرود و جایی که میشکند، همه بخشی از متناند که در چاپ گم میشوند.
در کافهای کوچک، بیست نفر نشسته بودند و شش شاعر خواندند. گزارش این شب.
فضا
شب شعر، چیزی میان اجرا و گفتوگوست. کسی روی صحنه نیست؛ شاعر از میان جمعیت بلند میشود و میخواند. همین نبود فاصله، لحن شب را صمیمیتر از یک اجرای رسمی میکند.
ترتیب خواندن هم از پیش تعیینشده نبود. هر کس آماده بود، دستش را بلند میکرد.
آنچه شنیدیم
تنوع، بیشتر از انتظار بود: از غزل کلاسیک تا شعر سپید و حتی یک قطعه که بیشتر شبیه روایت کوتاه بود. جالب اینکه واکنش جمع به شعرهای کوتاهتر، همیشه گرمتر بود.
دو شاعر، شعرهایی خواندند که هنوز منتشر نشده بودند؛ چیزی که در این جمعها معمول است و بخشی از جذابیتشان.
اگر میخواهید شرکت کنید
- لازم نیست شعر بخوانید؛ شنونده بودن کاملاً پذیرفته است
- اگر میخوانید، دو یا سه قطعه کوتاه بهتر از یک قطعه بلند است
- زودتر برسید، ظرفیت این جمعها معمولاً محدود است
- برنامهها اغلب در صفحههای خود کافهها اعلام میشود
- ضبط کردن بدون اجازه شاعر مرسوم نیست
ترکیب برنامه آن شب
| شماره | قالب | مدت |
|---|---|---|
| ۱ | غزل | ۵ دقیقه |
| ۲ | شعر سپید | ۷ دقیقه |
| ۳ | رباعی و دوبیتی | ۴ دقیقه |
| ۴ | شعر نیمایی | ۸ دقیقه |
| ۵ | قطعه روایی | ۶ دقیقه |
| ۶ | شعر سپید | ۵ دقیقه |
شعر را باید بلند خواند. اگر در سکوت خوانده شود، نصفش را نشنیدهای.
این برنامه هر دو هفته یکبار برگزار میشود و ورود برای همه آزاد است. اگر شعر مینویسید و هرگز بلند نخواندهاید، شاید جای خوبی برای شروع باشد.